فارسی

photo 2019 03 01 13 41 44

 

 
سوران شەمسی
 
 
روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری، نام‌گذاری شده‌است. نام‌گذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.
 
دلیل نام‌گذاری روز جهانی زبان مادری از زمانی آغاز شد که در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاه‌های مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده می‌شد و هنوز مستقل نشده بود، از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده طبی آن تلاش جهت ملی‌کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت‌آمیزی در این شهر به‌راه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آن‌ها تیراندازی کرده عده‌ای از آن‌ها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه را روز جهانی زبان مادری نامید و از سال ۲۰۰۰ این روز در بیش‌تر کشورها گرامی داشته می‌شود و برنامه‌هایی در ارتباط با این روز برگزار می‌شود.
 
زبان، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ مردمی‌است که به آن زبان سخن می‌گویند، نماینده‌ی هویت آن‌هاست؛ و دنیای آن‌ها را آن‌طور که "بوده" و "هست" و یا آنگونه که "باید" باشد، تشریح می‌کند. در اینجاست که این باور شکل می‌گیرد که "زبان" با گویندگانش زنده است؛ و زبان مادری که یکی از مولفه‌های اصلی هویت و کرامت انسانی‌است و داشتن و رشد و پرورش آن حق مسلم و طبیعی هر بشری شمرده می‌شود، اهمیت و جایگاه ویژه ای در فرهنگ انسانی و حق بشری پیدا می‌کند. به باور آگاهان حقوقی و زبان شناسان شناخت زبان مادری یکی از ملزومات انسانی است و هرانسانی برای شناخت خود و ریشه خود و نیز برای رشد خود باید با زبان مادری خویش نه تنها آشنا باشد، بلکه در شناخت و یاد گیری آن بکوشد. به تعبیر دقیق تر از منظر حقوق شهروندی از آن‌جایی که زبان مادری اولین ابزار ارتباط هر فرد با جهان بیرونی است و نیز نخستین ابزار بیان احساسات و عواطف و زبان اندیشیدن و آرزوهاست، آموزش به زبان مادری حق مسلم هر شهروند محسوب می‌شود. بدین جهت سازمان ملل متحد با تاکید بر این مهم در سال 1999 ، 21 فوریه را روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری کرد و از سال 2000 به بعد این روز در سراسر جهان هرساله گرامی‌داشته می‌شود. هدف عمده یونسکو از نام گذاری چنین روزی بنام "روزجهانی زبان مادری" آنست که می‌خواهد اهمیت زبان مادری بیشتر مورد توجه قرار گیرد و هر انسانی حق داشته باشد که زبان مادری خود را از طریق مراکز و برنامه‌های تعلیمی فراگیرد. به همین دلیل نیز در چندین معاهده و اعلامیه تهیه شده از سوی مراجع بین المللی ضمن تصریح به حقوق اشخاص در آموزش زبان مادری خود، تعهدات مثبت و منفی دولت‌ها نیز در شناسایی این حق مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است. منظور از تعهدات مثبت تعهداتی است که دولت‌ها بر اساس این معاهدات و اعلامیه‌ها ( ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک، اعلامیه حقوق افراد متعلق به ملیتها و زبانی ماده 4 ، بندهای ٣ و ۴ آن، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال ۱۹۹۶ در ۵۲ ماده، بندهای سه گانه منشور زبان مادری تهیه و تصویب شده توسط سازمان یونسکو ) مکلف شده اند تا با بوجود آوردن شرایط و امکانات لازم و حمایت‌های مورد نیاز، دسترسی افراد را به این حق تسهیل نمایند، و منظور از تعهدات منفی نیز تعهداتی است که دولت‌ها را از تجاوز و تعدی به آن منع می‌نماید.
 
رژیم ایران نیز متعهد است که در راستای تقویت فرهنگ و زبان‌های ملی، به حمایت و تقویت زبان‌های مادری در کشور نیز-نه هم چون یک شعار بلکه به مثابه تامین یک حق طبیعی و انسانی– بطور جدی عمل کرده و در تدوین و تحقق برنامه‌های لازم اهتمام ورزد. آنچه در این راستا قابل یادآوری می‌باشد اینست که با وجود تمام تلاشها، در طول چندسال گذشته به دلیل وجود چنین رژیمی و سیاسی جلوه دادن زبان مادری ملیتهای کشور به طور واضح ممانعت به عمل آمده است.
 
زبان پدیده ای است که هم چون موجودی زنده با مردم خود زندگی میکند آنها را در بازگوکردن دنیای شان یاری میدهد، در کنار شان تغییرو تحول پیدا میکند و حتی گاهی میمیرد ،مرگ هر زبان به معنای مرگ گوشه ای از فرهنگ بشری است .
 
حق آموزش زبان مادری درکشور در تمام طول تاریخ کم وبیش مورد بی مهری وحتی زبان ستیزی سران حکومتی بوده که تا حال این زبان ستیزی درسطوح مختلف مشاهده میشود.
 
تصمیم به نامگذاری روز جهانی زبان مادری برای جلوگیری از میان رفتن زبانها و فرهنگهایی گرفته شد که هر کدام از آنها ثروت معنوی و سند هویت و موجودیت ملل و اقوامی است که به آن زبان صحبت می کنند ولی بر اثر حاکمیت مطلق یک زبان به عنوان زبان رسمی و دولتی در کشورهائیکه د
 
ارای تنوع زبانی و فرهنگی هستند به صورت اجباری و به عنوان زبان تحصیل در مدارس و دانشگاههای سراسر کشور بکار گرفته می شود و در مقابل از تحصیل و تدریس دیگر زبانها جلوگیری می گردد.
 
برخی‌ها می‌گویند بخشی از زبان‌ها نیازی نیست که از حالت شفاهی به مکتوب تبدیل شوند. برخی زبان‌ها شفاهی هستند و تنها برخی زبان‌ها باید مکتوب شوند.
 
نوشتن، تاریخی‌کردن زبان است. ما نمی‌توانیم بدون تاریخ بمانیم. فرهنگ شفاهی گم می‌شود. هویت اگر فقط شفاهی بماند هرز می‌رود. واژه در جست‌وجوی معنا گم می‌شود. زبان باید نوشته شود. زبان نباید متوقف شود. با دینامیسم خانواده و نگارش زبان تغییر پیدا می‌کند، اصالت پیدا کرده و رشد می‌کند. زبان حافظه جمعی است حتی اگر ضبط کنیم از بین می‌رود. نوشتن ضروری است. باید نوشته بشود تا تاریخی شود.
 
درصورتیکه ما از حقوق اساسی خود که استفاده از واژه های زبان مادری میباشد درکشورخود را نداریم ولی این حق درکشور های دیگر برای مهاجران فراهم میگردد . 
 
در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است. 
 
آن‌چه هنوز هم ذهن دیکتاتورها و مرکزگراها را به سوی زبان‌گشاییِ جهان‌گشایانه می‌کشاند، درس‌های دوران استعمار است. امروز زبان‌گستری بیدادگرانه که به نابودیِ زبان‌های دیگری بینجامد، جنایت بشری شمرده می‌شود.
 
 
هر زبان منبع خاصی از مفاهیم دانستن، نوشتن و ابراز واقعیت است و روز بین‌المللی زبان مادری لحظه‌ای است تا این اهمیت را تشخیص دهیم و تنوع زبانی را تحرک و گسترش دهیم
 
یک ملت تنها زمانی نابود خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد.
 
 
 
 
 
 
 
از نظر جامعه‌شناسی، جوانان به‌عنوان نیروی محرک و 
منبع انرژی مثبت، نقش عمده و اساسی در تعیین جهت‌گیری‌ها و توسعه‌ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع دارند و استفاده‌ی بهینه و کارآمد از این عنصر حیاتی باعث پیشرفت، صلح و امیدواری به آینده می‌گردد.
در تمام جوامع بدون در نظرداشت گرایش و ویژگی آن، توجه و تمرکز بر نخبه‌گرایی جوانان، فراهم‌سازی تسهیلات و امکانات لازم آموزشی، تربیتی،  کاری و مشارکت سازنده و واقعی در پروسه‌های ملی و افزایش نقش آن‌ها در ساختارها و نهادهای دولتی و غیردولتی زمینه‌های رشد ظرفیتی و توسعه‌ی جوانان را موجب گردیده، جامعه به طرف  پیشرفت و همدیگرپذیری رهنمون می‌گردد.
 
یکی از شاخص‌های توسعه‌ی انسانی سازمان ملل متحد که از طریق آن میزان توسعه و رفاه در کشورها ارزیابی می‌گردد، موجودیت جمعیت جوان است که یک عامل جدی تغییر، تحول و توسعه در تمام ابعاد پنداشته می‌شود.کشورهایی که جمعیت جوان‌شان را مدیریت سالم نموده و از آن استفاده مثبت نموده اند به رفاه و توسعه دست یافته اند اما کشورهایی که در این زمینه موفق نبوده اند، جمعیت جوان به یک چالش جدی فراراه ثبات و پیشرفت اقتصادی-اجتماعی مبدل گردیده است.
سرمایه‌گذاری روی رشد استعداد جوانان، الگوسازی جوانان و متوجه‌سازی آن‌ها به انجام مسئولیت‌های خطیرشان، نقطه‌ای عطف در مشارکت معنادار جوانان در پروسه‌های دموکراتیک و حفظ ارزش‌ها است.
اگر به سطح توسعه و رفاه در  کشورها نگاهی شود، بیشترین سهم، تلاش و از جان گذشتگی  در این راستا محصول کار جوانان بوده که با فداکاری و زحمات‌شان، برای نسل‌های آینده راه و روش سازندگی و پیشرفت را به ارمغان گذاشته‌اند. جوانان آگاه، شایسته، نخبه و متعهد به ارزش‌های اساسی جامعه، سنگ‌بنای یک جامعه‌ی سالم و ارزشمند را می‌گذارند و استفاده‌ی ابزاری جوانان، صدمه‌ی منفی بر تعهد ملی و شایستگی جوانان می‌گذارد.
ملت‌هایی در تاریخ موفق بوده و به رفاه دست یافته اندکه رهبری امور را به عهده‌ی جوانان گذاشته یا به جوانان اعتماد و باورمندی داشته‌اند.
 
به هر میزانی که در یک جامعه، روی ظرفیت‌سازی و ایجاد انگیزه‌های سالم برای سهم و مشارکت واقعی جوانان در بخش‌های مختلف  توجه صورت بگیرد، به همان میزان جوانان مسئولیت‌پذیر و هدفمند تربیت گردیده، فضای مثبت و سازنده‌ی زندگی باهمی به‌وجود آمده، جامعه به طرف پیشرفت و تعالی رهنمون می‌گردد.
 
وضعیت نابسامان سیاسی ایران در چهار دهه‌ی اخیر، بزرگترین مانع و سد راه رشد اجتماعی-فرهنگی جوانان این کشور بوده است، به‌گونه‌یی که بیشتر جوانان از تحصیل و تعلیم محروم بوده یا فرصت‌های برابر در این زمینه مساعد نبوده یا جوانان در برابر تهدیدهای فزاینده‌ی اجتماعی که از وضعیت نابه‌هنجار ناشی می‌گردد،آسیب‌پذیر بوده‌اند.
در نتیجه‌ی این وضعیت آشفته‌ی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی کشور گروهی جوانان به مواد مخدر و یا به‌دلیل فقر و مشکلات اقتصادی با هزاران مشکل از کشور خارج شده اند،به امید یک زندگی سالم.
ایران کشوریست که بیشترین درصد مهاجرت را در طول این سالها به خود اختصاص داده است  که اکثر این مهاجرین را قشر جوان تشکیل می دهد که به دلایل چون مشکلات اقتصادی، و بی توجهی به امور آنان از این آب و خاک دل بریده و رهسپار غربت شده اند. 
اعتیاد راهی دیگری است که متاسفانه  بیشتر  جوانان ما  با آن دست و پنجه نرم می کنند؛ کاری که رژیم های تولیتاریسم و مستبد با قشر جوان خود انجام می دهند.
 
 که این روند، تاثیری فوق‌العاده مخرب و ناگوار بر روحیه، باورمندی و وطن‌دوستی جوانان داشته، موجب 
ناامیدی بیشتر جوانان نسبت به آینده‌شان گردیده است. 
نقش جوانان در ساختار سیاسی کشور خیلی کم‌رنگ است، وجود فساد در رژیم حاکم سبب شده است که جوانان سهم فعال و زیادی در حکومت نداشته باشند، متاسفانه رژیم  برای جوانان گام‌های موثری برنداشته است، در حالی که جوانان بیشترین نفوس کشور را تشکیل می‌دهند.
 
جوانان به‌عنوان نیروی فعال جامعه نقش اساسی در ایجاد تغیرات سالم، دادخواهی برای حقوق شهروندان، تامین عدالت اجتماعی و حاکمیت قانون دارند. به هر میزان جوانان آگاه، هدفمند و روشنفکرانه و بدون ملاحظات ملیتی ، زبانی و سمتی عمل نمایند، به همان اندازه اعتماد مردم نسبت به کارکردهای جوان افرایش یافته و تغییرات مورد علاقه در تمام ابعاد جامعه دست‌یافتنی می‌گردد.
 
در تمام کشورهای جهان، تجربه ثابت ساخته است که جوانان عامل تغییر و گذار جوامع از وضعیت سنتی به طرف مدرنیته و گرایش‌های مدنی می‌باشند و در راستای رسیدن به این اهداف، باید تلاش‌ها و زحمات  زیادی  انجام داد تا اهداف و مقاصد انسانی به‌دست آید.
 
در ایران، جوانان با  موانع  و با مشکلات زیادی مواجه‌اند و این مشکلات باعث دلسردی، سرخوردگی و  آزار و اذیت‌های جنسی و مهاجرت‌های خطرناک از مواردی‌اند که  جوانان را
 
آسیب‌پذیر ساخته و جلو رشد و پیشرفت جوانان را گرفته است. از جانب دیگر یک تناقض در عملکردهای دولت‌های جهان سوم و مخصوصا ایران وجود دارد و آن این‌که از یک‌طرف جوانان را تشویق برای دادخواهی و ایجاد تغییرات با روش‌های مدنی و غیرخشونت‌آمیز می‌نمایند، از طرف دیگر این جوانان را مورد فشار نظامی قرار می‌دهدکه این امر باعث می‌شود حرکت‌های مدنی جوانان موثر واقع نشود و بطور کلی با نگاهی به مسئولان و کار بدست های رژیم به وضوح آشکار است که جوانان هیچ جایگاهی در ساختار چنین رژیمی ندارند .
 
در واقع قشر جوان در کشور ما یا باید بقیه عمر خود را در زندان سپری کند یا به هر نحوی که بتواند از کشور خارج شود و تلاش برای آینده خود را در جای دیگری جستجو کند.
 
سرمایه گذاری برروی  نسل جوان يكي از راه هاي پيشرفت  در هر کشوری و هر جامعه ای محسوب میگردد ، چون جوانان متعلق به آینده و آینده سازان در هر كشور و جامعه ای هستند .
 
نسل جوان به عنوان نيروي فعال و پرتلاش و با احساس ميتواند نقش خوبي در پيشرفت يك جامعه داشته باشد.
 
در تمام کشورهای جهان، تجربه ثابت ساخته است که جوانان عامل تغییر و گذار جوامع از وضعیت سنتی به طرف مدرنیته و گرایش‌های مدنی می‌باشند و در راستای رسیدن به این اهداف، باید تلاش‌ها، زحمات و از جان گذشتگی های  زیادی  انجام داد تا اهداف و مقاصد انسانی به‌دست آید.
باتوجه به وضعيت كنوني کشور، هرگاه به نسل جوان كشور نقش بيشتر وزيادتري در فعاليت هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و … داده شود، شاهد تحول وتغيير چشمگير و مثبت در كشور خواهيم بود،البته به وضوح آشکار است تا زمانیکه چنین رژیمی تولیتاریسم سرکار کار باشد نسل جوان نمی‌تواند به خواسته های خود دست یابد.
 
 
سوران شمسی
 
 
 

1383606 899

 
 
 
دولت ترامپ از اروپا خواست کە ایران را بە دلیل موشک های بالستیکیش و کمک بە گروهک های تروریستی تحریم های شدید قرار دهد. 
این درخواست پس از ان مطرح شد که مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا، که موشکی با قابلیت حمل کلاهک هستەای ازمایش کردە کە بە گفتە او نقض قطعنامە ۲۲۳۱ در مورد برجام است.
 
ایران همچین ازمایشی را تایید نکردە است.با این حال محمدجواد ظریف وزیر خارجە ایران گفتە است، امریکا بە قطعنامەای استناد کردە کە خود دیگران را بە نقض ان (خروج از بر جام) تشویق میکند.
 
این قطعنام ۲۲۳۱ شورای امنیت پس از ۱۲ سال گفتگو در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران با اعضای گروه ۱+۵ در تاریخ ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ توسط تیم مذاکره‌کننده از مسؤولان وزارت خارجه به ریاست وزیر امور خارجه محمدجواد ظریف، کشور ایران موفق به توافق هسته‌ای با گروه ۱+۵ گردید. پس از آن این توافق در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۴ در شورای امنیت به رأی گذاشته شد که با تصویب آن در آن شورا تبدیل به قطعنامهٔ ۲۲۳۱ گردید که همراه با تصویب آن هر شش قطعنامه قبلی که علیه ایران صادر شده و منجر به تحریم‌های وسیع در رابطه با موضوع هسته‌ای علیه این کشور شده بود را ملغی کرد.
 
قطعنامە ۲۲۳۱ شورای امنیت کە پس از حصول توافق هستەای وین و با هدف تٲیید ان صادر شد، از ایران خواستە است کە از توسعە موشک های بالستیک کە قابلیت حمل کلاهک هستەای داشتە باشند، خودداری کند.
 
ایران می گوید کە آزمایش های موشکی اش در تضاد با این قطعنامە نیست و موشک های آزمایش شدە برای حمل کلاهک های هستە ای مورد آزمایش قرار نگرفتەاند.

photo 2018 11 26 19 16 28

 
لاوان میدیا: شب گذشته در یک حادثه رانندگی در جادە سنە (سنندج) ‌‌‌ـــ کامیاران هنرمند محبوب سنە‌ای (سنندجی) کە مسئول انجمن کاریکاتوریست و کارتونیست‌های استان سنە (سنندج) نیز بود، جان خود را باخت.
بنابە خبری کە بە وبسایت "لاوان میدیا" رسیدە است، در یک حادثە دلخراش رانندگی در بین جادە سنە (سنندج) ــ کامیاران "امیر سهیلی"، کارتونیست محبوب و مسئول انجمن کاریکاتور و کارتونیست‌های استان سنە (سنندج) بە همراە دو نفر دیگر جان باختن و یک نفر نیز مصدوم شد.
امیر سهیلی در سال ۱۳٦۲ خورشیدی، در شهر سنندج متولد شدە و فارغ تحصیلی کارشناسی شیمی کاربردی بود، وی با توجە بە این کە علاقەای شدیدی در عرصەی هنری خیش را داشت، فعالیت‌های حرفه ای خود را از سال ۱۳۸۸ خورشیدی آغاز کرد.
آثار وی علاوه بر راهیابی به نمایشگاه ها، جشنواره cipe امریکا در سال ۱۳۹۲ خورشیدی و برگزیده جشنواره کارتون در شرق کوردستان طی سال ۱۳۹۱ خورشیدی نیز شده است. 
پیکر این هنرمند کورد با تجمعات هنردوست کورد و اهالی استان سنه (سنندج) نیز در قطعه هنرمندان بهشت محمدی شهر سنه (سنندج) به خاک سپرده شد.

photo 2018 08 19 15 01 14

 
جوانان عزیز کوردستان
 
 
سرمایه‌های میهن
 
 
 
ماه مهر که هیجان و شیرینی آن برای دانش‌آموزان  زدودنی نیست روزی که کوله‌پشتی‌ها پر از کتاب درسی شده و با به دست گرفتن قلم برای شروع یک سال تحصیلی جدید گام برمی‌دارند.
 
 
جوانان دانا و شجاع میهن
 
 
 
همان‌طور که می‌دانید رژیم ایران با سیاست‌های غلط و فعالت‌های مخربانه‌ای که در برابر جامعه ایران و جامعه جهانی در پیش گرفته است موجب شده که از سوی ابر قدرت‌های جهان ترد شود و ابر قدرتی همچون آمریکا که ٤٥درصد اقتصاد جهان را در دست دارد ایران را تحریم کند و قشر کم‌درآمد جامعه روز به روز فقیرتر و کم درآمدتر می‌شوند و این باعث می‌شود که بیشتر خانواده‌ها توانایی آن را نداشته باشند تا فرزندانشان را به مدرسه بفرستند چون توانایی تامین مخارج آموزشی را ندارند. رژیم ایران باعث شده است که بسیاری از جوانانی که علاقه‌مند به تحصیل هستند ازتحصیل انصراف می‌دهند و موجب شده که جامعه بسوی بی‌سوادی سوق داده شود. جوانان برای کاهش فشار مالی که بر دوش والدین‌شان است ناچارند به بازار کار روی‌آورند و دورانی که باید صرف تحصیل و پیشرفت کنند تا برای جامعه مفید باشند به دوره‌ای سرشار از خستگی وبطالت می‌گذرانند.
 
 
 
علاوه‌بر این‌ همه ظلم و ستم رژیم، که نسبت به ملت کورد بیشتر است حقوق بشر که درسراسر جهان رعایت می‌شود توسط جمهوری اسلامی ایران نقض می‌شود، رژیم ایران ملت‌های غیرفارس ایرانی را قوم می‌داند و مدام در تلاش است تا این ملت‌ها را به ضعیف‌ترین قشر در جامعه بدل کند یکی از حقوق اولیه هر ملتی خواندن به زبان مادری است که در قانون اساسی مطرح شده است اما قدرت‌طلبان خواندن به زبان مادری را تهدیدی بر قدرت خود می‌دانند.
خواندن به زبان کوردی که از سوی رژیم ایران ممنوع شده است موجب شده که ضربه سنگینی به کودکان و جوانان کورد وارد شود کودکی که تا شش سالگی زبان کوردی را یاد می‌گیرد در مدرسه با زبانی بیگانه روبرو می‌شوند و این باعث می‌شود که کودکان دو هویتی می‌شوند. اما خوشبختانه ملت کورد دارای انسان‌های دانا و آگاه در تمامی زمینه‌های علمی است و رژیم ایران علی‌رغم همه تلاش‌هایش نتوانسته است که هویت کورد بودنمان را از ما بستاند.
 
 
 
جوانان آگاه کوردستان و پدر و مادرهای عزیز یکی از شناسه‌های هر ملتی زبان آن ملت است  که نشان دهنده زنده بود آن است برای آن‌که بتوانیم به ملتمان خدمت کنیم باید این را وظیفه خود بدانیم که علاوه بر آن همه مشکلاتی که از سوی رژیم ایران سر راه یادگیری زبان کوردی و نوشتن به زبان کوردی قرار دارد تلاش کنید تا جوانان و کودکان خواندن و نوشتن به زبان کوردی را بیاموزند و با الف و ب کوردی اشنا شود تا بتوانند زبان و فرهنگ خود را گسترش دهند.
 
 
روز یکم مهر برابر با ٢٣ سپیامبر روز بازگشایی مدارس و دانشگا‌ه‌ها مبارک است.
و آرزوی موفقیت برای تمامی دانش‌آموزان و دانشجویان کورد در تمامی مراحل درسی و زندگی داریم.
 
 
اتحادیه جوانان دمکرات کوردستان ایران
 
 
٣١شهریور ٢٧١٨کوردی
٢٢سپتامبر٢٠١٨میلادی