58724810 2442877932390662 9141400451411869696 n

 

 

بحث هویت، یعنی بحث و تلاش برای پاسخگویی بە پرسش "من کە هستم"، قدمتی تاریخی دارد و با توجە بە دیدگاه صاحب نظران علوم انسانی، بە ویژە اجتماعی و سیاسی، یکی از اساسی‌ترین و جدی‌ترین مباحث عصر مدرن و پسامدرن است. هویت، فرایند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعەای از ویژگی‌های فرهنگی بە هم پیوستە است کە در دورەی مدرن بر منابع معنایی دیگر اولویت دادە می‌شود.

 

اصولا باید بە این نکتە توجە اساسی داشت کە مفهوم هویت یکی از پیچیدەترین مفاهیم علوم انسانی است و در مقایسە با سایر مباحث این حوزە، آثار مکتوب کمتری دربارەی آن موجود است. معمولا در بحث از هویت، آن را بە دو مقولەی کلی فردی و اجتماعی تقسیم می‌کنند. بە همین دلیل، هویت مفهومی است کە اختصاص بە حوزەی خاصی نداشتە و ردپای آن را در تمامی عرصەهای علوم انسانی از جملە روانشناسی، علوم اجتماعی و سیاسی و همچنین تاریخ، می‌توان یافت.

 

امروزە این مفهوم بە قدری اهمیت پیدا کردە است کە برخی از اندیشمندان، هویت ملی را زیربنای تمامی انواع دیگر هویت‌ها می‌دانند. بدین معنا کە انواع هویت‌های دیگر در چارچوب هویت ملی، شکل گرفتە و معنا پیدا می‌کند. برای مثال، شکل‌گیری هویت فردی، پدیدەای است کە کاملا تحت تاثیر و نفوذ هویت ملی قرار دارد.

 

البتە در دهەهای اخیر، ویژگی وحدت‌بخشی مفهوم هویت ملی دچار آسیب‌پذیری شدە است؛ یکی از دلایل این امر مربوط است بە مقولەی "جهانی‌شدن/ Globalization"، یعنی پدیدەای کە در این دوران با آن مواجە هستیم. جهانی‌شدن موجب شکل‌گیری احساس چندپارگی و گمگشتگی در بسیاری از افراد بە ویژە نسل جدید و جوان می‌شود. جهانی‌شدن همچنین از طریق تخریب فرهنگی موجب تضعیف امنیت هویت شدە است. تاثیر کلی جهانی‌شدن بر هویت، بیش از آن کە شکل همگن داشتە باشد، بی‌ثبات‌کنندە است. بە تعبیر دیگر می‌تواند بە پدیدەی بحران هویتی بە ویژە بحران هویت ملی و فرهنگی منجر شود، یعنی پدیدەای کە جهان کم و بیش با آن مواجە است.

 

در رابطە با معنای هویت فردی کە در حوزەی روانشناسی مطرح است، برخی اندیشمندان این حوزە بە نظریەپردازی دربارەی آن پرداختەاند. بسیاری از نظریەپردازان شخصیت، هویت را در درجەی نخست، محصول احساسات و تمایلات فردی و شخصی می‌دانند. تمایلات و احساساتی کە قابل تفکیک از تمایلات و احساسات متعلق بە دیگران می‌باشد. بە همین دلیل برخی از صاحب‌نظران بر این باورند کە هویت عبارت است از احساس خود یا بە تعبیر دیگر، شناخت و درک خود کە در رابطه با دیگران و در متن فضا و زمان معین، شکل می‌گیرد.

 

در تعریف دیگری، "جاکوبسن"، چنین اظهار می‌دارد: ((هویت عبارت است از احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی.)) بنا بە این تعریف و همچنین تعریف قبلی مسئلە هویت، همان مسئلە شخصیت است و هویت عبارت از احساسی است کە انسان نسبت بە حیات روانی خود دارد و یگانگی و وحدتی کە در مقابل اوضاع و احوال متغیر خارج، هموارە در حالات روانی خود حس می‌کند.

 

هویت از منظر غالب دیدگاەهای روانشناسی، حایز دو بعد اساسی می‌باشد کە عبارتند از بعد شناختی و بعد احساسی. بە تعبیر دیگر، هویت هم دربردارندەی جنبەی شناختی است چرا کە احساس هویت محصول نوعی درک و آگاهی است و هم جنبەی احساسی را شامل می‌شود چرا کە این درک و آگاهی بە نوبەی خود موجب برانگیختەشدن احساسات و عواطف معینی در فرد می‌گردد.

 

بە طور کلی، تامل در دیدگاەهای مختلف روانشناسی، نشان‌دهندەی برخی نکات مهم در توصیف و تبیین مفهوم هویت می‌باشد کە در ادامە بە آن‌ها اشارە می‌کنم:

 

- هویت معطوف است بە بازشناسی مرز میان خودی و بیگانە کە عمدتا از طریق هم‌سنجی‌های اجتماعی و انفکاک درون گروه از برون گروەها ممکن می‌شود.

 

- احساس هویت حتی وجە فردی آن بە واسطەی دیالکتیک میان فرد و جامعە شکل می‌گیرد. هویت معمولا در نگرش‌ها و احساسات افراد نمود می‌یابد، ولی بستر شکل‌گیری آن زندگی جمعی است. هویت اجتماعی نمودیافتە در شخصیت، جدا از دنیای اجتماعی دیگر افراد معنایی ندارد. از سوی دیگر دیالکتیکی بودن مفهوم هویت دلالت بر آن دارد کە خود نیز در شکل‌گیری هویتی نقش منفعلی نداشتە بلکە بە مانند جامعە، نقش فعال بر عهدە دارد. در نتیجە امکان ایجاد تغییر در شکل و محتوای هویت، امری محتمل و ممکن بە نظر می‌آید. بە همین دلیل بنا بە تعبیر "جنکینز"، هویت را صرفا می‌توان همچون یک "فرایند" یا "شدن" فهم کرد.

 

- بهزاد قادری/ کارشناس روانشناسی