photo 2019 03 01 13 41 44

 

 
سوران شەمسی
 
 
روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری، نام‌گذاری شده‌است. نام‌گذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.
 
دلیل نام‌گذاری روز جهانی زبان مادری از زمانی آغاز شد که در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاه‌های مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده می‌شد و هنوز مستقل نشده بود، از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده طبی آن تلاش جهت ملی‌کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت‌آمیزی در این شهر به‌راه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آن‌ها تیراندازی کرده عده‌ای از آن‌ها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه را روز جهانی زبان مادری نامید و از سال ۲۰۰۰ این روز در بیش‌تر کشورها گرامی داشته می‌شود و برنامه‌هایی در ارتباط با این روز برگزار می‌شود.
 
زبان، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ مردمی‌است که به آن زبان سخن می‌گویند، نماینده‌ی هویت آن‌هاست؛ و دنیای آن‌ها را آن‌طور که "بوده" و "هست" و یا آنگونه که "باید" باشد، تشریح می‌کند. در اینجاست که این باور شکل می‌گیرد که "زبان" با گویندگانش زنده است؛ و زبان مادری که یکی از مولفه‌های اصلی هویت و کرامت انسانی‌است و داشتن و رشد و پرورش آن حق مسلم و طبیعی هر بشری شمرده می‌شود، اهمیت و جایگاه ویژه ای در فرهنگ انسانی و حق بشری پیدا می‌کند. به باور آگاهان حقوقی و زبان شناسان شناخت زبان مادری یکی از ملزومات انسانی است و هرانسانی برای شناخت خود و ریشه خود و نیز برای رشد خود باید با زبان مادری خویش نه تنها آشنا باشد، بلکه در شناخت و یاد گیری آن بکوشد. به تعبیر دقیق تر از منظر حقوق شهروندی از آن‌جایی که زبان مادری اولین ابزار ارتباط هر فرد با جهان بیرونی است و نیز نخستین ابزار بیان احساسات و عواطف و زبان اندیشیدن و آرزوهاست، آموزش به زبان مادری حق مسلم هر شهروند محسوب می‌شود. بدین جهت سازمان ملل متحد با تاکید بر این مهم در سال 1999 ، 21 فوریه را روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری کرد و از سال 2000 به بعد این روز در سراسر جهان هرساله گرامی‌داشته می‌شود. هدف عمده یونسکو از نام گذاری چنین روزی بنام "روزجهانی زبان مادری" آنست که می‌خواهد اهمیت زبان مادری بیشتر مورد توجه قرار گیرد و هر انسانی حق داشته باشد که زبان مادری خود را از طریق مراکز و برنامه‌های تعلیمی فراگیرد. به همین دلیل نیز در چندین معاهده و اعلامیه تهیه شده از سوی مراجع بین المللی ضمن تصریح به حقوق اشخاص در آموزش زبان مادری خود، تعهدات مثبت و منفی دولت‌ها نیز در شناسایی این حق مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است. منظور از تعهدات مثبت تعهداتی است که دولت‌ها بر اساس این معاهدات و اعلامیه‌ها ( ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک، اعلامیه حقوق افراد متعلق به ملیتها و زبانی ماده 4 ، بندهای ٣ و ۴ آن، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال ۱۹۹۶ در ۵۲ ماده، بندهای سه گانه منشور زبان مادری تهیه و تصویب شده توسط سازمان یونسکو ) مکلف شده اند تا با بوجود آوردن شرایط و امکانات لازم و حمایت‌های مورد نیاز، دسترسی افراد را به این حق تسهیل نمایند، و منظور از تعهدات منفی نیز تعهداتی است که دولت‌ها را از تجاوز و تعدی به آن منع می‌نماید.
 
رژیم ایران نیز متعهد است که در راستای تقویت فرهنگ و زبان‌های ملی، به حمایت و تقویت زبان‌های مادری در کشور نیز-نه هم چون یک شعار بلکه به مثابه تامین یک حق طبیعی و انسانی– بطور جدی عمل کرده و در تدوین و تحقق برنامه‌های لازم اهتمام ورزد. آنچه در این راستا قابل یادآوری می‌باشد اینست که با وجود تمام تلاشها، در طول چندسال گذشته به دلیل وجود چنین رژیمی و سیاسی جلوه دادن زبان مادری ملیتهای کشور به طور واضح ممانعت به عمل آمده است.
 
زبان پدیده ای است که هم چون موجودی زنده با مردم خود زندگی میکند آنها را در بازگوکردن دنیای شان یاری میدهد، در کنار شان تغییرو تحول پیدا میکند و حتی گاهی میمیرد ،مرگ هر زبان به معنای مرگ گوشه ای از فرهنگ بشری است .
 
حق آموزش زبان مادری درکشور در تمام طول تاریخ کم وبیش مورد بی مهری وحتی زبان ستیزی سران حکومتی بوده که تا حال این زبان ستیزی درسطوح مختلف مشاهده میشود.
 
تصمیم به نامگذاری روز جهانی زبان مادری برای جلوگیری از میان رفتن زبانها و فرهنگهایی گرفته شد که هر کدام از آنها ثروت معنوی و سند هویت و موجودیت ملل و اقوامی است که به آن زبان صحبت می کنند ولی بر اثر حاکمیت مطلق یک زبان به عنوان زبان رسمی و دولتی در کشورهائیکه د
 
ارای تنوع زبانی و فرهنگی هستند به صورت اجباری و به عنوان زبان تحصیل در مدارس و دانشگاههای سراسر کشور بکار گرفته می شود و در مقابل از تحصیل و تدریس دیگر زبانها جلوگیری می گردد.
 
برخی‌ها می‌گویند بخشی از زبان‌ها نیازی نیست که از حالت شفاهی به مکتوب تبدیل شوند. برخی زبان‌ها شفاهی هستند و تنها برخی زبان‌ها باید مکتوب شوند.
 
نوشتن، تاریخی‌کردن زبان است. ما نمی‌توانیم بدون تاریخ بمانیم. فرهنگ شفاهی گم می‌شود. هویت اگر فقط شفاهی بماند هرز می‌رود. واژه در جست‌وجوی معنا گم می‌شود. زبان باید نوشته شود. زبان نباید متوقف شود. با دینامیسم خانواده و نگارش زبان تغییر پیدا می‌کند، اصالت پیدا کرده و رشد می‌کند. زبان حافظه جمعی است حتی اگر ضبط کنیم از بین می‌رود. نوشتن ضروری است. باید نوشته بشود تا تاریخی شود.
 
درصورتیکه ما از حقوق اساسی خود که استفاده از واژه های زبان مادری میباشد درکشورخود را نداریم ولی این حق درکشور های دیگر برای مهاجران فراهم میگردد . 
 
در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است. 
 
آن‌چه هنوز هم ذهن دیکتاتورها و مرکزگراها را به سوی زبان‌گشاییِ جهان‌گشایانه می‌کشاند، درس‌های دوران استعمار است. امروز زبان‌گستری بیدادگرانه که به نابودیِ زبان‌های دیگری بینجامد، جنایت بشری شمرده می‌شود.
 
 
هر زبان منبع خاصی از مفاهیم دانستن، نوشتن و ابراز واقعیت است و روز بین‌المللی زبان مادری لحظه‌ای است تا این اهمیت را تشخیص دهیم و تنوع زبانی را تحرک و گسترش دهیم
 
یک ملت تنها زمانی نابود خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد.